تبليغاتX
sanuy
sanuy

سلام دوستان.اميدوارم حالتون خوب باشه.اما امروز با كلي خبر اومدم كه كم كم بهتون ميگم
اول اينكه تولد دوستان گلمون پدرام و اميد و امير رو بهشون تبريك ميگم.خودشون برن ترانه تولدت مبارك رضايا رو گوش بدن!!!

اما دومين خبر داغ نتيجه مسابقمونه كه اگه يادتون باشه ازتون خواسته بوديم معماري رو تعريف كنيد كه شما هم لطف كردين و به سوال جواب دادين اما متاسفانه هيئت داوران به سرپرستي دوست عزيزمون آقاي حسيني هيچ تعريفي رو به عنوان برترين جواب انتخاب نكردند اما چند تعريف رو بهتر از بقيه دونستند مثلا:معماري يعني تفكر براي تفكر يا معماري تلفيق منطق و احساسه.دايره المعارف هنرها و خودشون يك تعريف ارائه دادن:معماري يك آجر آبي بر بام روياهاست.به هر صورت جا داره كه از همه دوستان بابت همكاريشون تشكر كنم.

و سومين خبر نتايج نظر سنجيه كه قرار بود بدترين غذاي سلف رو انتخاب كنين كه از مجموع 28 نظر باقالي پلو با 16 راي(57/1 %)اول (ماشالا باقالي!!!)، چلو خورشت سبزي با 6 راي(21/4 %) دوم، زرشك پلو با مرغ با 3 راي(10/7 %) سوم، جوجه كباب با 2 راي(7/1 %) چهارم و كوبيده با 1 راي(3/5 %) پنجم شدن و تنها قيمه بود كه هيچ راي منفي نگرفت!!! حساب غذاهاي حسين هم كه جداست و ديگر هيچ.

راستي يادم رفت بگم جند تا مسابقه تو دانشكده در حال برگذارشدنه كه شامل مسابقه اسكيس،مسابقه عكس و مسابقه حجم هستش و براي اطلاعات بيشتر و ثبت نام حتما يه سري تا كانون برين.

و نكته آخر اينكه منتظر نظراتون هستم ميدونين چند روز پيش يكي از دوستان عزيز ناراحت بود ميگفت بچه ها مثل ترم پيش اكتيو نيستن در صورتي كه ميدونين هميشه هشتاد وووووووو شيييييييره پس همديگرو تنها نذارين و از همينجا بگين كه هنوز هم همون فنچاي ترم پيشين!!!

خوب اينم يه خونه تكوني حسابي بود تو وب.منتظر اخبار،مسابقه و نظر سنجي جديد باشين.فعلا

نوشته شده در پنجشنبه 1387/01/29ساعت 15:7 توسط sanuy| |
دل به چشمای تو بستم تو شدی همه وجودم

عشق تو باور من شد با تموم تاروپودم

هرکی اومد سر راهم چشمامو بستم و ندیدم

عکس تو توی دست من بود تورو با دلم خریدم

برای نفس کشیدن عشق تو دلیل من بود

بودن تو پیش چشمام خواب و رویای شبم بود

من همه ترانه هامو واسه چشم تو نوشتم

ندونستم تو غروبی وای چه تلخه سرنوشتم
www.hamtaraneh.com
اما فال این هفته:
فروردين ماه : آن دسته از متولدين اين ماه که همه وجودشان به گذشته ها پيوند دارد ضمن حفظ اين پيوند بايد به آينده نيز جدي توجه کنند چرا که بهر حال آينده به آنها نيز تعلق دارد. خلاقيت ها و قوانين شان امروز براحتي بکار خواهد آمد.

دد ارديبهشت ماه : بسياري از متولدين اين ماه براي آينده خود برنامه گسترده اي تدارک ديده و براي به ثمر رساندن اين برنامه ها از هيچ کوششي دريغ ندارند و موفق هم خواهند شد. عشق در نمايي تازه وارد زندگي متولدين اين ماه ميشود.
دد خرداد ماه : اگر متولدين اين ماه روحيه ملايم و پر از عاطفه خود را بدست حوادث و فراز و نشيب هاي زندگي بسپارند و سعي کنند به بي تفاوتي ها نزديک شوند مسلما" ديگر آن محبوبيت گذشته را نخواهند داشت و در مسيري سرد و بدون عشق پا مي گذارند.

دد تير ماه : درگيريهاي قانوني سبب شده در بعضي از فاميل و دوستان نغمه هاي جدائي سر داده شود و حتي همين رويدادها عده اي را به جدائي کشانده است. معدودي از خانم هاي متولد اين ماه رازي را در دل دارند که بايد با توجه به عکس العمل هاي پديد آمده درافشاي آن اقدام کنند وگرنه همان بهتر که دردل بگذارند .

دد مرداد ماه : مجردهاي مرداد ماه در مسير پولدار شدن و توفيق در کارهاي اجتماعي و تخصصي هستند. توجه عميق به سلامت جسمي و روحي بايد سرلوحه زندگي متولدين مرداد ماه قرار گيرد، خصوصا" آنها که در سنين بالاي پنجاه قرار دارند بايد با ورزش و تغذيه مناسب اين مراقبت را دقيق تر سازند حتي اگر ممکن است پياده روي را پيشه کنند .

دد شهريور ماه : اخيرا حوادثي در ميان متولدين شهريور و دوستان و آشنايانشان بوجود آمده که بعضي مثبت و سازنده و بعضي نيز دردسرساز است، چون خيلي ها به نتيجه و عکس العمل اين حوادث چشم دوخته اند متولدين شهريور بايد با ظرافت خاص اين مسائل را دنبال کنند. در زمينه مسائل احساسي و عاطفي متولدين شهريور بايد همچنان محتاط و دورانديش باشند .

دد مهر ماه : بنظر ميايد حساس ترين دوره زندگي متولدين مهر ماه فرا رسيده است ، در اين مرحله اکثريت مي توانند مشاغل آينده، همسر و حتي محل زندگي خود را انتخاب کنند. خيلي ها مي توانند از کلي دردسرهاي قبلي خود دور شوند و به مسيري آرام گام نهند و بعضي مجردها زمان اين را پيدا مي کنند به تخصص هاي بسيار ارزشمندي دست يابند .

دد آبان ماه : نگذاريد کارها و مسئوليتهاي عقب افتاده تان مرتب اضافه شود و همين برايتان کلي دردسر و مشکل و در عين حال نا اميدي ببار آورد. متولدين اين ماه اصولا" آدمهای يک دنده ای هستند ولي بايستي اين را بدانند که نمي شود در همه مسائل به يگ گونه عمل کرد. البته جاي شکر دارد که نود درصد از متولدين اين ماه آدمهاي محکم و استواري هستند و خود را براحتي نمي بازند .

دد آذر ماه : همانطور که معمول بوده اگر متولدين اين ماه به خواسته ها و نظرات اطرافيان و عزيزان خود توجه داشته باشند و به آنها امکان بدهند تا خود را در زمينه هاي مختلف نشان بدهند.

دد دي ماه : بلا تصميمي در زمينه هاي خانوادگي و عشق و احساس هميشه پايان خوشي ندارد بهمين جهت به آن دسته از متولدين اين ماه که در چنين مواردي دير تصميم ميگيرند و يا مرتب دودل هستند بايد توصيه کرد تغيير روش بدهند.

دد بهمن ماه : در ميان خانواده هاي متولد اين ماه هميشه موجي از شادي و هيجان و در ضمن قهر و آتشي و اختلافات کوچک وجود دارد که در پايان به اين گروه رنگي از حرکت و جنبش ميزند. در زمينه هاي سرمايه و پول و ثروت متولدين اين ماه داراي بخت بلندي هستند اگر خوب کارنامه شان را ورق بزنيم متوجه ميشويم که معمولا در کسب و کار و خريد و فروش کمتر دچار ضرر و زيان ميشوند .

دد اسفند ماه : مشغله فراوان و مسئوليت هاي زندگي و کار سبب شده ميان پنجاه درصد از متولدين اين ماه با فرزندانشان فاصله عميقي بيافتد. اين عده بايد تا حد ممکن به اين مسئله جدي بنگرند و در مواقع مناسب در رفع اين بکوشند چرا که ادامه اين وضع آنها را به دردسر خواهد انداخت. درصدي بالا از متولدين اين ماه در تفاهم کامل و خوشي بسر مي برند .

نوشته شده در سه شنبه 1387/01/27ساعت 13:28 توسط sanuy| |
زمان : ساعت هفت صبح

مکان : ورودی دانشگاه آزاد اسلامی

آغاز ترم اول.

بنده خدا ایستاده و داره اینا رو با خودش واگویه می کنه : " یوهو ، ایول ، منم دانشجو شدم ، هی " دکتر جاسبی " روت کم شد؟ دیدی هر کاری کردی نتونستی پسر عموتو بیاری تو دانشگاه؟دیدی به حقم رسیدم؟ یوهو ، ایول دانشجو... "

بعدشم موبایلشو در میاره و : " الو؟سلام مامان.آره خودمم آقا مهندس آینده ت... چطوری؟ بابا چطوره؟ دانشگاه؟ خوبه... عالیه. هنوز نرفته همه فهمیدن من قراره ثلث اولو با معدل بیست قبول بشم. همین الان یکی از دانشجوها داشت بهم می گفت بهت واسه هر امتحان پنجاه هزار تومن می دم بهم تقلب برسون... چی؟ من چی گفتم؟ معلومه دیگه گفتم من دنبال پول حروم نیستم. من اومدم خودم قبول شم... باشه مامان... باشه... اگه کس دیگه گفت قبول می کنم. چشم. سلام برسون. خدافظ "

بعدشم حرکت می کنه بره تو دانشگاه که اولین حالو حراست ورودی بهش می ده : " آقای خوشگل... بده ببینم کارت دانشجوییتو... نمی دونی همینجوری نمی شه رفت داخل؟ تازه واردی؟ "
راه می افته می ره دانشگاه و... ترم اول تموم می شه.
 
زمان : هفت و سی دقیقه صبح

مکان : سرویس دانشگاه آزاد اسلامی

آغاز ترم دوم.

بنده خدا بازم ایستاده و داره اینا رو با خودش واگویه می کنه : " ترم اول که خوب تموم شد بریم ببینیم این ترمو چیکار میکنیم. دیدی "جاسبی" هر کاری کردی نتونستی منو اخراج کنی؟
بعدشم موبایلشو در میاره و : " الو؟ سلام مامان... آره خودمم دیگه پس می خوای کی باشه؟ آره هر چی تو می گی. آقا مهندس... خوبه؟ بابا اینا چطورن؟ بی خیال مامان خوبه... بد نیست دانشگاه... دارم می خونم... آره... چی؟ معدل؟... هفده و شصت و یک صدم. آره مامان... نه استادا حقمو خوردن... من رسیدم دانشگاه. کاری نداری؟... خدافظ "
 
زمان : ساعت هشت دقیقه به هشت صبح

مکان : ورودی دانشگاه آزاد اسلامی

آغاز ترم سوم.

ای بابا این میترا چرا نیومد؟...ا؟...اون میترا نیس؟...پس این پسره کیه؟...بی وفای خیانت کار...بره گم شه...دختره هرزه...لیاقتمو نداشت...

کی حال داره بره سرکلاس حالا؟...آقا یه بسته " کنت " بده...

موبایلش زنگ می خوره.با خودش می گه : " مامانه س..." گوشی رو ورمی داره و : " الو؟... سلام... خوبم تو چطوری؟... چه خبر؟... نه می گذره دانشگاه... می گذره خلاصه... " . آروم به سیگار فروش می گه : " کبریت داری؟ ". مامانش می شنوه ازش می پرسه چی گفته. جواب مامانشو می ده : " نه هیچی. تو کلاسیم. این فندک بخاری کلاس خراب شده... نه مادر من شوفاژ کجا بود؟گاز کجا بود... ول کن ترو خدا... خدافظ... خدافظ... حوصله ندارم فعلا... دفه بعد باهاش صحبت می کنم... خدافظ... ".

اواخر ترم دستمال دستش می گیره تا از استاد نمره بگیره تا مشروط نشه... و موفق می شه.
 
زمان : ساعت هشت و سی دقیقه صبح

مکان : منزل دانشجویی

آغاز ترم چهارم.

سیگاری تو دستشه و داره با موبایل فک می زنه : " خوب می گفتی سمیرا جان... آره بگو عزیزم... می شنوم... " صدای زنگ بلند می شه. از پنجره بیرونو نگاه می کنه و به سمیرا می گه : " سمیرا جون بچه ها اومدن درس بخونیم باهم... فعلا کاری نداری... منم دلم تنگ می شه ولی درسم باید بخونم دیگه... قربونت عزیزم...دوست دارم... بوس بوس... خدافظ ".

بعد درو باز می کنه : " سلام مژده جون چطوری؟.... بیا تا کسی ندیدت... "

تلفن زنگ می زنه. نگا می کنه می بینه مامانشه... گوشی رو ورمی داره می گه : " الو سلام مامان... من الان دارم... نه مامان من خوبم... فقط الان دارم درس می خونم... چی؟؟ صدام واسه چی گرفته؟؟؟ " پیش خودش می گه چون جنسش خوب بوده اما به مامانش می گه : " خوب مادر من مال بلند بلند درس خوندنه دیگه... الانم دارم درس می خونم... باشه... خدافظ "
 
زمان : ساعت یازده و نیم شب

مکان : مجلس پارتی

آغاز ترم پنجم.

صدای موزیک و دنس یه لحظه قطع نمی شه. " دی جی اگوستینو " داره می خونه. دود تمام فضا رو گرفته. چشماش سرخ سرخه. موبایلش زنگ می زنه. همینجور که داره خودشو تکون تکون می ده وشلنگ تخته می ندازه مونیتور گوشی رو می بینه و بعد دکمه سایلنت رو می زنه. رو مونیتور گوشی ، جای اسم تماس گیرنده نوشته : مامان
نوشته شده در دوشنبه 1387/01/26ساعت 14:41 توسط sanuy| |
به زودی شاهد اخبار متنوع و مطالب جذاب و همچنین معرفی برنده مسابقه (تعریف معماری) از همین وبلاگ خواهید بود. 

با ما همراه باشید!!!COMING SOON

نوشته شده در دوشنبه 1387/01/19ساعت 15:30 توسط sanuy| |

Image and video hosting by TinyPic

رنزو پیانو در سال 1937 در جنوآ، ایتالیا در خانواده ای معمار به دنیا آمد. تحصیلات خود را در پلی تکنیک میلان انجام داد. هنگامی که دانشجوی معماری در دانشگاه پلی تکنیک معماری میلان بود مرتب از پروژه های ساختمانی پدرش بازدید می کرد که این بازدید ها تجربه های علمی و کارآمدی را برای او به ارمغان آورد. پدر، چهار عمو و برادرش همه پیمانکار ساختمانی بودند.

دفتر فنی و کارگاه رنزو پیانو در سال 1980 در پاریس و جنوآ ایتالیا شکل گرفت و اکنون حدود 100 مهندس، معمار و متخصصین دیگر در قسمتهای مختلف شرکت مشغول به کار هستند که همگی معتقد به ساخت ساختمانهای کارآمد و آزمودن ایده هایی هستند که منعکس کننده ایده های رنزوپیانو است.

در حالی که کارهای او آمیخته با تکنولوژی روز معماری می باشد ولی ریشه و اصل کارها به طور واضح نمایانگر فلسفه و سنت ملی کلاسیک ایتالیا است.

از آثار بزرگ این معمار مشهور ایتالیایی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ساختمان تاسیسات شرکت اتومبیل سازی فیات FIAT در شهر تورینو ایتالیا
  • استادیوم فوتبال شهر باری ایتالیا
  • مرکز فرهنگ و هنر جرج پمپیدو (Centre Pompidou) در پاریس
  • فرودگاه شهر Osaka ژاپن
  • Potsdamer Platz پوتز دامر پلاتز در شهر برلین آلمان
  • مجموعه برج های سیدنی استرالیا
  • ساختمان مرکز علم و تکنولوژی ملی هلند در شهر آمستردام
  • ساختمان آکادمی علوم ایالت سانفرانسیکو آمریکا
  • مجتمع ورزشی راوانا
  • ایستگاه مترو جنوا
  • پایانه مسافربری کانسای
  • مرکز طراحی مرسدس بنز در اشتوتگارت
  • و..

برج های تجاری سیدنی                                    

Image and video hosting by TinyPic

مرکز تجاری جرج پمپیدو در پاریس (نماد معماری های تک)

Image and video hosting by TinyPic

 افتخارات :

  • عضویت افتخاری جامعه معماران آمریکا، آمریکا، 1981
  • مدال طلا از انستیتو سلطنتی معماران بریتانیا، انگلستان، 1989
  • جایزه  Cavaliere di Gran Croce   از هیئت دولت ایتالیا، رم، ایتالیا، 1989
  • جایزه کیوتو، ایناموری فوندیشن، کیوتو، ژاپن، 1990
  • عضویت افتخاری دانشکده هنر و تحقیقات آمریکا، آمریکا، 1994
  • از طرف یونسکو به عنوان سفیر معماری حسن نیت معرفی شد ، 1994
  • جایزه میکل آنژ از رم، ایتالیا، 1994
  • جایزه اریز موز ، آمستردام، هلند، 1995
  • جایزه معماری پریتزکر،  کاخ سفید، واشینگتن، آمریکا، 1998
  • معمار دانشکده ملی سن لوکا، رم، ایتالیا، 1999
  • مدیر کل مرکز ملی de la Légion d’Honneur، فرانسه، 2000
  • سلطان معماری، ونیز، ایتالیا، 2000
  • جایزه لئوناردو، رم، ایتالیا، 2000
  • جایزه وکسنر،  مرکز هنر وکسنر، کلومباس، اوهایو، آمریکا، 2001
نوشته شده در دوشنبه 1387/01/19ساعت 15:15 توسط sanuy| |
سلام دوستان.خوب هستین؟ می خوام اول تولد محمد عزیز رو بهش تبریک بگم

همچنین شروع مجدد کلاسها رو به همه تبریک میگم امیدوارم در سال جدید موفق باشید.

اما پست امروز عکسهایی از مشهور ترین ماکت هاست.ببینید.

Image and video hosting by TinyPic

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 1387/01/18ساعت 8:20 توسط sanuy| |

امشب دو ستاره کشیدم

به یاد چشمانت

و سوزاندمشان

پیش از آنکه به آتشم بکشند

Image and video hosting by TinyPic

پست امروز شخصیت شناسی از روی چشماست.جالبه حتما ببینید:


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 1387/01/16ساعت 1:0 توسط sanuy| |

Image and video hosting by TinyPic

1935نورمن فاستر ، در اول ماه ژوئن در شهر منچستر متولد شد.

1953
پس از اتمام دوره متوسطه ، به صورت نيمه وقت و به عنوان منشی در تالار شهر منچستر شروع به کار کرد . سپس به خدمت سربازی رفت و در حين خدمت در نيروی هوايی ، در زمينه مهندسی الکترونيک مهارت يافت و اطلاعاتی در مورد هواپيما کسب کرد . در نهايت ، به دليل علاقه به هولپيماهای گلايدر به يک خلبان ماهر تبديل شد 

 

1955 پس از اتمام دوره دوساله سربازی ، در دفتر دو تن از معماران منچستر مشغول به کار شد .

1956
با ثبت نام در دانشگاه معماری منچستر ، به فراگیری دروس نسبتا سنتی ( در مقایسه با دروس و و رويکرد های متفاوت در انجمن معماران لندن و مدرسه ی معماری لیورپول ) پرداخت . با اين حال ، در اين سال ها توانست مهارت های منحصر به فردی در زمينه ی فنون ترسيم و ارائه به دست آورد .

1959
در اين سال يکی از ترسيم های او به عنوان يک کار درسی ، موفق به دريافت مدال نقره ای RIBA شد .

1961
او در اين سال ديپلم معماری و مجوز طراحی شهری خود را دريافت کرد . در همطن زمان ، مدال هی وود و مدال برنز انجمن معماران منچستر به وی اهدا شد . علاوه بر اين ، با قبولی در بورسيه ی تحصيلی انجمن ساختمان سازان ، به فلاوشيپ هنری نايل شد . پس از آن برای گذراندن دوره دو ساله ی تخصصی در دانشگاه ييل به آمريکا رفت . وی در آنجا تحت تاثير پل رادولف ، سرج چرمایف و وين سنت اسکالی قرار گرفت و در همين زمان با ريچارد راجرز ( که مانند خود او دانشجوی بورسيه بود ) و جيمز استرلينگ ( که برای مدت کوتاهی در همان مدرسه تدريس می کرد ) ملاقات کرد .

1962
فاستر مدرک فوق ليسانس معماری را با موفقيت دريآفت کرد . سپس گردش معماران را از سواحل شرقی ايالات متحده تا کاليفرنیا آغاز کرد و در اين سفر ، روند توسعه ی معماری مدرن را از فرانک لويد رايت تا چالز آيمز بررسی و دنبال کرد .

1963
پس از بازگشت به انگلستان با همکاری ريچارد راجرز ، گروه طراحی " گروه 4 " را در لندن تشکيل داد . ديگر همکاران آنها در اين گروه عبارت بودند از : سور راجرز ، همسر ريچارد راجرز ، و جورجيا والتون که با راجرز در انجمن معماران لندن تحصیل کرده بود . مدتی بعد ، وندی چيزمن ( فارغ التحصیل مدرسه معماری بارتلت دانشگاه لندن که بعدها همسر فاستر شد ) نيز به آنها ملحق شد . البته از همان آغاز ، عضویت جورجیا بالتون ( که دفتر اصلی او در هامپ استید بود ) حالتی ظاهری داشت و تاثير چندانی بر رابطه آنها نداشت .

1964
در اين سال با وندی چيزمن ازدواج کرد که ثمره آن ، دو فرزند به نام های " تی " و " کال " است .

1966
در اين سال به عضويت انجمن معماران سلطنتی انگلستان در آمد .

1967
فاستر همراه با " گروه 4 " ساختمانی را طراحی کرد که وی را به شهرت جهانی رساند . اين ساختمان ، کارخانه رليانس در سوئد بود که آخرين بنای ساخته شده توسط این گروه است زیرا اين گروه در همان سال منحل شد . سپس نورمن و وندی فاستر با هدف ايجاد يک مرکز برای طراحی و تحقيقات ، دفتر معماری فاستر و همکاران را تاسيس کردند . در اين دفتر در مجاورت باغ کوونت قرار داشت .

1968
در حین طراحی پروژه تئاتر ساموئل بکت ، با ريچارد باکمينيستر فولر آشنا شد که بعد ها ، تاثير عميقی در انديشه و کارهای فاستر گذاشت . آشنايی ، سر آغازی بود برای دوستی و همکاری طولانی پر ثمری که تا زمان مرگ اين استاد آمريکايی ( يعنی سال 1983 ) ادامه داشت .

1971
در اين ، دفتر معماری فاستر و همکاران به طبقه همکف ساختمانی در خيابان فيتزروی ( که فقط چند صد متر از برج اداره پست فاصله داشت ) منتقل شد. تجهيز و طراحی داخلی اين دفتر ، بستری بود برای بررسی و آزمايش مفاهیم و مصالحی که بعده ها هسته اصلی فلسفه کار فاستر را شکل داد .

1974
فاستر به عنوان نايب انجمن معماری انتخاب شد . شرکت او که قبلا با يک شرکت نروژی به نام " شرکت خطوط کشتی رانی فرداولسن " همکاری داشت ، دفتری در اوسلو تاسيس کرد و ابتدا کارهايی برای اين کار فرمای نروژی انجام داد ؛ سپس با کارفرماهای ديگر در نقاط مختلف کشور همکاری کرد .

1975
در اين سال ، ساخت دفترهای شرکت بيمه ويليس ، فابروداماس در ايپسوويچ به پايان رسيد و اين پروژه ، شرکت فاستر را به شهرت جهانی رساند .

1978
ساخت مرکز های هنرهای تجسمی سانز بوری ، آغاز مرحله ی مهم و درخشانی در زندگی حرفه ای او شد . پروژه های ارزشمند ديگری را برای او و همکارانش به ارمغان آورد .

1979
در اين سال شرکت بانکداری هنگ کنگ و شانگهای از وی دعوت کرد که همراه شش شرکت بين الملی ديگر ، در مسابقه ای محدود با موضوع طراحی دفتر مرکزی اين بانک شرکت کند . با انتخاب طرح فاست به عنوان طرح برگزيده ، اجرای اين پروژه به شرکت وی واگذار شد .

1980
فاستر در اين سال به عضويت انجمن معماران آمريکايی در آمد ، علاوه بر اين ، در همين سال دکترای افتخاری دانشگاه انجلیای شرقی به او اعطا شد . در بيست و چهارم ژوئن نيز ، در مراسم اهدا مدال طلای سال 1980 به جيمز استرلين سخنرانی کرد .

1981
در اين سال با شرکت در مسابقه محدود طراحی ورزشگاه سرپوشيده فراکفورت آمين ، جايزه طرح برگزيده را دريافت کرد . در همين زمان ، معماری او در يکی از برنامه های مستند هنری BBC معرفی شد و مورد بررسی قرار گرفت .

1982
در اين سال ، دفتر آنها به خيابان گریند پورتلند و در مجاورت دفتر های شرکت REBA منتقل شد . همچنين به عنوان يکی از اعضای هيئت علمی دانشکده صنعتی هنر لندن انتخاب شد .

1983
در اين سال ، فاستر بالاترين رتبه اين حرفه را از آن خود کرد و " مدال طلای سلطنتی " رشته معماری را دريافت نمود . اين مدال ، جايزه بين الملی ارزشمندی است که در سال 1848 ، ملکه ويکتوريا برای پيشرفت حرفه معماری در نظر گرفته بود . در مراسم اهدا این جايزه ، با کمينيستر فولر سخنرانی کرد . فاستر در اين سال به عضويت دانشگاه سلطنتی در آمد . پس از برگزاری يک مسابقه ی محدود با شرکت گروه منتخب معماران ، از فاستر برای طراحی مرکز جدیدی برای BBC در منطقه ی پورتلند دعوت شد . اين مرکز در مقابل کليسای آل سولز اثر جان ناش قرار دارد .

1984
در مسابقه محدودی که شورای شهر نايمز برای طراحی يک مدياتک و مرکز هنرهای معاصر در آن شهر برگزار کرد ، طرح فاستر برنده شد . در همين سال اتحاديه ی بين المللی معماران ، جايزه آگوست پره را به وی اهدا کرد .

1986
دانشگاه بت ، دکترای افتخاری علوم را به فاستر اعطا نمود . علاوه بر اين ، وی در مراسم بازگشايی بنایيادبود اريک ليونز در RIBA سخنرانی کرد. در همين سال ، دو نمايشگاه مهم از کارهای او برپاشد : يکی در انجمن معماران فرانسه در پاريس ( بازگشايی در ژانويه ) و ديگری در دانشگاه سلطنتی لندن ( بازگشايی در اکتبر ) . وی جايزه موسسه طراحی ژاپن را به خود اختصاص دا . شرکت او نيز در همين سال در مسابقه تغيير شکل و بازسازی يک سايت 48 هکتاری در منطقه کينگزکراس در لندن برنده شد . اين پروژه ، در نوع خود بزرگترين و وسيع ترين طرح شهر سازی در اروپا است و شامل تفکيک طيف وسيعی از عملکردهای مختلف می باشد. از جمله اين عملکردها می توان به ايستگاه تونل راه آهن متصل به پارک بزرگ اشاره کرد که اطراف آن از ساختمانهای مسکونی و اداری پوشيده شده است . اين پروژه و پروژه ی چهارراه پاترنوستر ، آغاز مرحله جديدی از اجرای پروژه هايی در مقياس شهری بود . در سال بعد ، اين شرکت طرح های شهری مختلفی برای شهرهای زير طراحی و اجرا کرد: کمبريج ( 1989 ) ؛ نايمز، کانس و برلين ( 1990 ) ؛ گرينويچ ( 1991 ) ؛ روتردام ، لودن شيد و يوکوهاما ( 1992 ) ؛ بافت تاريخی چارترس ، کورفو و ليسبون ( 1993 ) . هم اکنون اين شرکت در حال انجام پروژه ای برای تغيير شکل و بازسازی قسمت وسيعی از مرکز شهر بارسلون است که مساحت سايت آن بيش از 220 هکتار است .

1988
ظرفيت بالای اين شرکت باعث شد که بتواند به مجموعه ی وسيعی از برنامه ها و پروژه های کلان مقياس پاسخگو باشد . یکی از اين پروژه ها ، برج مخابرات بارسلون است که به منظور آماده سازی شهر برای مسابقات المپيک در نظر گرفته شده است . نمونه های ديگر اين پروژه ها ، مترو شهر بيلبائو ، پل دره گذری در منطقه ی رنس در فرانسه و ايستگاه زيرزمينی کاناری وارف در لندن ( 1991 ) است .

1989
اين مصادف بود با فوت زود هنگام وندی ( همسر نورمن ) که آغازفعاليت حرفه ای نورمن همراه او بود و پس ازهمکاری در" گروه 4  يکی از موسسان دفتر معماری فاستر و همکاران بود .

1990
سازمان حفاظت از محيط زيست انگلستان ، ساختمان شرکت بيمه ويليس ، فابر و داماس در ايپسوويچ ( 74-1973 ) را جزء ساختمان های ارزشمند ( از نظر تاريخی ، معماری و سازگاری با محيط زيست ) اعلام کرد و مدال معتمدين RIBA را به نورمن فاستر اعطا نمود . در همين سال ، فاستر عنوان " سر " گرفت . در اين زمان ، دفتر معماری فاستر و همکاران ( که از اين پس دفتر معماری سر نورمن فاستر و همکاران ناميده خواهد شد ) به ساختمان نوسازی در کيلومتر 22 جاده ی هستار در نزديکی رودخانه تيمز نقل مکان کرد . در اين دفتر جديد ، تمام عملکرد های گوناگون مربوط به کارگاه ماکت سازی و مصالح ، بايگانی پرونده ها ، کتابخانه و آرشيو فيلم های ويدئويی و عکس ، همگی زير سقف گرد آمده اند .

1991
دانشگاه معماری فرانسه ، به وی مدال افتخار اعطا کرد . در همين سال ، چندين پروژه ی جديد و ارزشمند را به اتمام رساند ؛ از جمله فرودگاه استانزتد، مرکز تلويزيونی آی تی ان ، نگارخانه های ساکلر ( که ملکه اليزابت دوم آنها افتتاح کرد) و برج سده در توکيو که همه آنها علاوه بر دريافت جوايز متعدد ، مورد ستايش تمام جهان قرار گرفت . در مراسم بازگشايی ساختمان کرسنت وينگ ، مرکز هنر های تجسمی سانزبوری نمايشگاهی بر پا کرد که حاصل شش سال فعاليت حرفه ای فاستر را به نمايش گذاشت . در نمايشگاه دو سالانه ی ونيز ، غرفه ی بريتانيا نيز تعدادی از طرح های فاستر و پنج معمار ديگر انگليسی را به نمايش در آورد .

1992
دانشگاه و موسسه ی هنر و ادبيات آمريکا در نيويورک ، جايزه يادبود آرنولد برونر را به وی اعطا نمود . دانشگاه هامرسايد به او دکترای افتخاری داد. برپايی چندين نمايشگاه در شهرهای پاريس ، بوردوکس ، رنس و آرسن سنان ، بر ارزش و اعتبار فاستر در اروپا افزود . در همين سال ، وی در چندين مسابقه معماری برنده شد که مهمترين آنها عبارتند از : فرودگاه جديد هنگ کنگ ، پارک مشاغل برلين ، مجموعه تسهيلات المپيک در منچستر و قسمت الحاقی آن به موزه ی ماقبل تاريخ در پرووانس .

1993
وسعت پروژه ها و تعدد قراردادهای بين المللی باعث شد که اين شرکت ، دفتر هايی در شهر های برلين ، فرانکفورت ، هنگ کنگ ، نايمز و توکيو دایر کند . شرکت معماری سرنورمن فاستر و همکاران در آلمان ، در مسابقه طراحی پارلمان جديد برلين برنده شد . از ديگر موفقيت های وی در مسابقات معماری می توان به طرح موزه جنگ در هارتل پول و طرح مجموعه ی نمايشگاهی در ليسبون اشاره کرد .

 

تعدادی از آثار نورمن فاستر :

 

 Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 1387/01/15ساعت 8:0 توسط sanuy| |
سلام

امیدوارم تعطیلات عید بهتون خوش گذشته باشه.

ببخشید که اینبار غیبتم به طول انجامید.از امروز مجددا با مطالب جدید در خدمت شما دوستان خواهیم بود.

اما بریم سراغ پست امروز:

دانشگاه آزاد اسلامی
 
1) كدام مورد كوتاه‌تر است؟
الف) مدت خوشحالي بعد از قبول‌شدن در دانشگاه
ب) عمر پدر دانشجويان  دانشگاه آزاد
ج) مانتوي خواهران دانشجو
د) پاي فارغ‌التحصيلان نسبت به دستشان
 
2) در كدام  نقطه هنوز واحدي از دانشگاه آزاد احداث نشده است؟
الف) فلات تبت
ب) كوههاي كليمانجارو
ج) جزاير گالاپاگوس
د) قطب جنوب و حومه
 
3)در مورد غذاي سلف بين كدام دو مورد ارتباط بيشتري وجود دارد؟
الف) تعداد قمري‌هاي دانشگاه و زرشك پلو با مرغ
ب) ارتفاع چمن فضاي سبز دانشگاه و قورمه سبزي
ج) تعداد گربه‌هاي دانشگاه و چلوگوشت
د) به علت رعايت مسايل بهداشتي از نوشتن گزينه‌ي آخر معذوريم.
 
4)علت سقوط هواپيماي كنگوايرلاينز چه بود؟
الف) مطلع‌شدن خلبان از قبولي پسرش در دانشگاه آزاد چند لحظه قبل از سقوط
ب) اعلام خبر ورود دكتر جاسبي به كنگو  در تلويزيون هواپيما
ج)مسئول كنترل سوخت هواپيما فارغ‌التحصيل دانشگاه آزاد بوده است.
د) تمام موارد فوق به نحوي در بروز اين حادثه‌ي دلخراش موثر بوده است.
 
5)داغ‌ترين خبر سال چه بود؟
الف) انفجار شاتل كلمبيا
ب) محاكمه‌ي صدام
ج) انقراض نسل اورانگوتان‌ها‌ در برمه
د) فارغ‌التحصيلي يك دانشجوي كارشناسي دانشگاه آزادي در هشت ترم
 
6)كدام مورد در بين دانشجويان دانشگاه آزاد ديده نمي‌شود؟
الف) حال و حوصله درس‌خواندن
ب) جنبش نرم‌افزاري و توليد علم
ج) عبرت از گذشتگان
د) اميد به آينده
 
7)طراح سوالات! كدام مورد را شديداً تكذيب مي‌كند؟
الف) نشر اكاذيب
ب) خصومت با دانشگاه آزاد
ج) همكاري با القاعده
د) هيچكدام 
نوشته شده در سه شنبه 1387/01/13ساعت 23:52 توسط sanuy| |

اگر تمام دردهای عالم را نردبان کنی دستت به سقف دلتنگی های من نمیرسد.

عزیز تر از آنی که بگویم دوستت دارم

محبوبتر از آنی که بگویم میخوامت نمی گم مال من باش فقط گاهی به فکر من باش

قشنگ بود نه؟

اما پست امروز عکس های جا غرق همراه مهندس مرصعیه که البته قسمت نشد منم برم (پیش خودمون بمونه طبق معمول خواب موندم!!!)بریم ببینیم...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 1387/01/05ساعت 1:5 توسط sanuy| |

                       نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد
                                                   عالم پير دگر باره جوان خواهد شد
                       ارغوان جام عقيقي به سمن خواهد داد
                                                  چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد

         

                        Image and video hosting by TinyPic

                        Image and video hosting by TinyPic

سلام.حالتون خوبه؟چه خبر از تعطیلات؟خوش می گذره؟ امیدوارم خوش باشین

 اما در پست امروز می خوام تکلیف عید استاد جبروتی رو یاد آوری کنم و اگه یادتون باشه قرار شد ۱ نقاشی ترجیحا معروف رو انتخاب کنیم بعد که از روش کشیدیم با رنگهای مکمل رنگش کنیم و من واسه اینکه بتونم کمکی کرده باشم چند تا اثر بدرد بخور رو گذاشتم تو ادامه مطلب که می تونین ازشون استفاده کنید.البته نمي دونم همين سبك خوبه يا نه؟؟؟

در ضمن اگه شما هم اثر خوبی پیدا کردین یا واسم میل کنین تا همینجا بذارم و همه استفاده کنن.

پیشاپیش از کامنت های پر مهرتون ممنون و نکته آخر اینکه لطفا واسه کامنت گذاشتن از اسامی مستعار استفاده نکنید و تا حد امکان ایمیلتون رو هم بذارین


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 1387/01/04ساعت 1:21 توسط sanuy| |
سلام به همه دوستان خوب و خسته نباشید:
مجددا عید رو به همه دوستان تبریک می گم.امیدوارم که سال خوبی رو شروع کرده باشین.
من علاقه زیادی به انریکو ایگلسیاس دارم و زیاد به ترانه های این خواننده گوش می دم. خیلی علاقه داشتم که معنی ترانه ها رو هم بدونم که قسمت شد. از جمله ترانه هایی که خیلی به اون علاقه دارم همین اهنگ هست. امیدوارم خوشتون بیاد.
WISH I WAS YOUR LOVER
كاش معشوق تو بودم
You know I got this feeling that I just can’t hide
مي دوني يك احساسي دارم كه نمي تونم پنهان كنم
I try to tell you how I feel
سعي مي كنم كه بهت بگم احساسم چيه
I try to tell you about I’m me
سعي مي كنم كه بهت بگم ولي من
Words don’t come easily
كلمات به آساني نمي آيند
When you get close I share them
وقتي تو نزديك مي شي او نا رو تقسيم مي كنم
I watch you when you smile
من تماشات مي كنم وقتي تو لبخند مي زني
I watch you when you cry
من تماشات مي كنم وقتي تو گريه مي كني
And I still don’t understand
و من هنوز نفهميدم
I can’t find the way to tell you
راهي رو براي گفتن پيدا نكردم
I wish I was your lover
اي كاش معشوق تو بودم
I wish that you were mine
اي كاش تو مال من بودي
Baby I got this feeling
عزيزم من اين احساس دارم
That I just can’t hide
كه نمي تونم پنهانش كنم
Don’t try to run away
سعي نكن فرار كني
There’s many thing I wanna say
خيلي چيزهاست كه بايد بهت بگم
No matter how it ends
فرقي نمي كنه چطوري تموم بشه
Just hold me when I tell you
فقط به من گوش كن وقتي كه بهت مي گم
I wish I was your lover
اي كاش معشوق تو بودم
I wish that you were mine
اي كاش تو مال من بودي
Baby I got this feeling
عزيزم من اين احساس دارم
That I just can’t hide
كه نمي تونم پنهانش كنم
Oh I need is a miracle
چيزي كه من مي خوام يك معجزه است
Oh baby all I need is you
عزيزم همه ي چيزي كه من مي خوام تويي
All I need is a love you give
همه ي چيزي كه مي خوام يك عشقي است كه تو به من بدي
Oh baby all I need is you
عزيزم همه ي چيزي كه مي خوام تويي
Baby you
عزيزم تو
I wish I was your lover
اي كاش معشوق تو بودم
I wish that you were mine
اي كاش تو مال من بودي
Baby I got this feeling
عزيزم من اين احساس دارم
That I just can’t hide
كه نمي تونم پنهان كنم
I wish I was your lover
اي كاش معشوق تو بودم
I wish that you were mine
اي كاش تو مال من بودي
Baby I got this feeling
عزيزم من اين احساس دارم
That I just can’t hide
كه نمي تونم پنهانش كنم
I wish I was your lover
اي كاش معشوق تو بودم
I wish that you were mine
اي كاش تو مال من بودي
Baby I got this feeling
عزيزم من اين احساس دارم
That I just can’t hide
كه نمي تونم پنهان كنم
Just wanna be your lover
فقط مي خوام كه معشوق تو باشم
Just wanna be the one
فقط مي خوام تنها (يكي ) باشیم
Let me be the lover
بذار معشوقت باشم
Let me be the one
بذار تنها ( يكي ) باشیم
Yeah Yeah .
آره آره .
نوشته شده در شنبه 1387/01/03ساعت 0:18 توسط sanuy| |
سلام دوستان.با تعطیلات چطورین؟خوش میگذره؟با اینکه تعطیلاته ولی من سعی می کنم وبمون رو به موقع آپ کنم به شرط اینکه شما هم اگه تونستین نظر بدین.اما امروز چون دیدم بار علمی وبمون اومده پایین گفتم یه مطلب علمی بیام (زندگینامه لوکوربوزیه).
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 1387/01/02ساعت 1:30 توسط sanuy| |