تبليغاتX
sanuy
sanuy

اولین لینک.وبلاگ تازه من.خوشحال میشم اونجا هم بیاین

از این به بعد اینجارو بیشتر اختصاص میدم به معماری و  اونجا رو مختص خودم و چیزایی که خوشم میاد میزارم...

نوشته شده در پنجشنبه 1387/05/31ساعت 1:37 توسط sanuy| |

امشب همه چیز روبه راه است. 

 

همه چیز آرام ... آرام

 

باورت می شود...؟؟؟

 

دیگر یاد گرفته ام شبها با یک آرام بخش بخوابم.

 

تو نگرانم نشو! همه چیز را یاد گرفته ام راه رفتن در این دنیا راهم بدون تو یاد گرفته ام! یاد گرفته ام چگونه بی صدا گریه کنم !

 

یاد گرفته ام هق هق گریه هایم را با بالشم بی صدا کنم. تونگرانم نشو!

 

یاد گرفته ام بی تو باشم بی آن که تو باشی!

 

یاد گرفته ام نفس بکشم بدون تو ...

 

یادگرفته ام که چگونه نبودنت را با ردپای با تو بودن وجای خالیت را با خاطرات با تو بودن پر کنم تو نگرانم نشو! همه چیز را یاد گرفته ام

 

یادگرفته ام که بی تو بخندم!یاد گرفته ام بی تو گریه کنم... یاد گرفته ام دیگر عاشق نشوم. یادگرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ومهمتر از همه با یادت زنده باشم .

 

اما...هنوز یک چیز است که یاد نگرفته ام که چگونه...!

 

خاطراتت را از دلم پاک کنم و منتظرت نباشم؟

 

ونمی خواهم که هیچ گاه یاد بگیرم.

 

تو نگران نشو!

 

پ.ن۱:خواندن متن بالا برای افراد کم جنبه توصیه نمی شود.

پ.ن۲:فوق العاده زیباست.نمی دونم ولی ازش خوشم اومد!!!

پ.ن۳:به ذهن آشفتم ایراد نگیرین لطفا. در ضمن خوندن این متن همزمان با گوش دادن به آهنگ لالایی ویگن دیوونم میکنه.

پ.ن۴ و آخر:من امشب بالاخره به ۱ دردی خوردم.خوشحالم بعد از مدتها ۱ کار درست انجام دادم و به یکی کمک کردم!!!

نوشته شده در سه شنبه 1387/05/29ساعت 1:40 توسط sanuy| |

سلام.بکس ۸۶ کم پیدا؟اولا میخواستم ایام شعبانیه رو به همتون تبریک بگم.ثانیا کم کم داره ترم جدید میاد و از اونجا که من دانشجوی کاملا فعالی هستم ۱ سر رفتم سایت و لیست دروس ارائه شده واسه ترم ۳ رو در آوردم و میزارمش اینجا تا شما هم استفاده کنید:

 

 

مقدمات ۲:در ۲ کد ارائه شده

زمانی و بارشادت:چهارشنبه۱۴-۲۱ و شنبه ۸-۱۴

کیوانفر و خشخاشی مقدم:چهارشنبه۱۴-۲۱ و شنبه ۸-۱۴

 

 

بیان ۲: که ۳ کد ارائه شده

رسولی و جبروتی:سه شنبه۸-۱۲

رسولی و حسینی:دوشنبه۱۴-۱۸

زمانی:دوشنبه۸-۱۲

 

 

نقشه برداری : که دارای ۴ کد هست

حسینی:سه شنبه۱۶-۱۸

حسینی:سه شنبه۱۶-۱۸

حسینی:سه شنبه۱۸-۲۰

حسینی:سه شنبه۱۸-۲۰

 

 

انسان-طبیعت و معماری :دارای ۲ کد

مکرم دوست:یکشنبه۸-۱۱

مکرم دوست:یکشنبه۱۱-۱۴

 

 

و ایستایی ۳ کد با بقیعی!

بقیعی:دوشنبه۸-۱۰

بقیعی:دوشنبه۱۰-۱۲

بقیعی:یکشنبه۱۲-۱۴

 

در ضمن اگر نظر خاصی راجع به ترم۲ یا ترم ۳ دارید که فکر میکنید واسه بقیه هم مفید یا جالبه حتما همینجا بگین.پیشاپیش ممنون از همکاریتون

 

نوشته شده در پنجشنبه 1387/05/24ساعت 4:6 توسط sanuy| |
و عکسهای سری آخر بیان۱.
ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 1387/05/24ساعت 3:13 توسط sanuy| |
سلام.اینم سری دوم عکسای ژوژمان بیان .آقایون و خانومای محترم لطفا از هر کدوم از این مجموعه ها ۲ شیت برتر رو انتخاب کنید تا اونها رو به عنوان شیتهای منتخب نمایش بدیم.حتما این کار رو به صورت دقیق انجام بدین.همچنین هر کسی از شیت خودش دفاعیه یا مطلبی داره عنوان کنه.

در ضمن سری سوم(آخر) رو هم به زودی میزارم.ممنون


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1387/05/22ساعت 2:23 توسط sanuy| |
سلام.اینم سری اول عکس از تحویل شیتهای بیان۱.در ضمن میتونید روی نقاط ضعف یا قوت کارها نظر بدین و یا شیت بهتر رو تو این مجموعه با توجه به ردیفش انتخاب کنید.ممنون.

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 1387/05/19ساعت 4:15 توسط sanuy| |

سیرکولاسیون: واژه ایرانی آن دسترسی است دسترسی یا همان سیرکولاسیون در ساختمان به فضاهایی گفته می شود که در ساختمان از آن 100% استفاده می شود، یعنی حداکثر استفاده از یک فضا در صد سیرکولاسیون را مشخص می کند. سیرکولاسیون در یک ساختمان به دو دسته تقسیم می شود : سیرکولاسیون عمودی و افقی سیرکولاسیون عمودی مبحثی است برای راه پله ها وآسانسورهاورمپ ها و بالا برها و می توان گفت دیدها. دیدها به این علت که بعضی اوقات هدف از انجام قطعه ای از ساختمان به نمایش گذاشتن آن است مثل نمایش دادن ورودی یک ساختمان که بعضا"به ارتفاع بالایی است پیدا می کند مثل ورودی های ایوانهای ایرانی که غیر از نشان دادن ورودی و تاکید و رعایت تناسبات کاربری دیگر ندارد، پس این نکته مهمی است. اما الان کجای ایران این همه تناسبات رعایت می شود و کجای ایران این همه روی ورودی تاکید می کند سیر کولاسیون دیگر سیر کولاسیون افقی است راهروباید یک فضای آرام و بدون دردسرباشد با حداکثر استفاده ازآن فضا، مثل اینکه در یک زمین 120 متریبتوانیم 3 اتاق خواب مطلوب و سرویس و هال و آشپزخانه ای کار آمد طراحی کنیم آیا این پدیده در معماری ما زیاد به چشم می خورد و آیااین سیرکولاسیون در معماری ما رعایت می شود؟

اماانواع سیرکولاسیون :

۱- سیرکولاسیون نمایشی ( همانند نمایشگاهها )

۲- سیرکولاسیون آرامش بصری در گردشهای دید ( همانند پارکها )

۳- سیرکولاسیون آموزشی ( مانند مدارس )

۴- سیرکولاسیون جهت یابی

۵- سیرکولاسیون در داخل یک سیرکولاسیون

 

استادیوم یک سیرکولاسیون  نمایشی

Image and video hosting by TinyPic

و این هم یک سیرکولاسیون نمایشی محسوب می شود ( یک بالکن در ارتفاع زیاد و جزء عجایب معماری دنیا )

Image and video hosting by TinyPic

و باز هم یک سیرکولاسیون نمایشی دیگر با طراحی داخلی بسیار زیبا و مدرن که یک مرکز خرید کیف و کفش زنانه میباشد

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

نوشته شده در چهارشنبه 1387/05/16ساعت 17:17 توسط sanuy| |
سلام بهانه من برای زندگی .... دلت تنگ است ..... می دانم !! قلبت شکسته است ..... می دانم !! دوری برایت سخت است ...... می دانم ! اما برای چند لحظه ای ارام بگیر ..... تا برایت بگویم... بگویم از دنیایی که به هیچ کس وفا نمی کند.... و مردمی که به جز خودشان هیچ کس را نمی بینند..! بگویم از انچه که در این مدت بر من گذشت..... اما گریه نکن ....که حال و هوای تو مرا بارانی تر می کند... گریه نکن که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد... بیا و درد دلت را به من بگو... و مطمئن باش که قول می دهم ارامت کنم...! با گریه خودت را ارام نکن.... گریه نکن که اشکهایت مرا دیوانه می کند.. گریه تو مرا به دلتنگی های دیرینه ام می کشاند.... گریه نکن چون منهم مانند تو اشفته می شوم.. می دانی که دوست ندارم ان چشمهای زیبایت رو خیس اشک ببینم .. ای عزیزم ... ای زندگی ام .... ای عشقم ..... اینها تمام حرفهایی بود که در اوج دلتنگی با دل نا ارام خود ارام ارام گریستم... برای دلی که هنوز در نبود تو .... ارام ...و ارام می میرد...! باور کن بغض راه گلویم را بسته است.... اما گریه نمی کنم... می خواهم برایت فقط بنویسم... اما تو بگو بهانه ام ... می خواهم به یاد گذشته .... اما اینبار با دستانی سرد اشکهای گونه هایت را پاک کنم بهانه ام : بیا و دستهایت را در دستهای بی روحم بگذار.... و به یاد روزهای اول اشنایی مان دوباره ...ببار ... این بار می خواهم جور دیگری اشکهایت را پاک کنم..! سرت را بر روی شانه هایم بگذار ...و ارام در گوشم زمزمه کن ... باور کن به درد دلهایت گوش خواهم کرد... می دانی اگر هنوز هم دلی برایت مانده باشد وقتی دست نوشته هایم را می خوانی .... اشک از چشمانت سرازیر می شود.... پس برای اخرین بار هم گریه کن.... چون این درد دلی بود که در اوج بی کسی ..... من نیز با چشمانی خیس برایت نوشتم.....ای بهانه ام...
نوشته شده در سه شنبه 1387/05/15ساعت 2:47 توسط sanuy|
عکس هفته:

                  Image and video hosting by TinyPic

سلام و وقت بخیر.امیدوارم شما هیچ وقت به بدشانسی مورفی نباشید ولی اگه تا حالا واستون همچین اتفاقاتی افتاده میتونید اینجا تعریف کنید .به نظر من که جالبه

 

 قوانين مورفي:

قانون مورفی در سال ۱۹۴۹ در پایگاه نیروی هوایی ادوارز شکل گرفت.مورفی مهندس هوا فضا بود که روی یک پروژه کار میکرد.در يکي از سخت‌ترين آزمايش‌هاي پروژه يک تکنسين تمام سيم‌ها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد. مورفي درباره اين تکنیسین گفت:اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه!!!

و اين اولين قانون مورفي بود که در ابتدا در فرهنگ فني مهندسين رواج پيدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پيدا کرد. بعداً قوانين ديگري هم بعد از کسب رتبه لازم از بنياد مورفي در زمره قوانين اصلي قرار گرفتند

حالا برخی از قوانين مورفي :

اگر در توده يا کپه اي به دنبال چيزي بگردي، چيز مورد نظر حتما در ته قرار دارد.

هيچ کاري آن طور که به نظر مي‌رسد ساده نيست.

وقتي در ترافيک گيرکرده‌اي لايني که تو در آن هستي ديرتر راه مي‌افتد.

هر کاري بيش از آن چه فکرش را مي‌کني دو برابر آن چه بايد وقت مي‌برد مگر اين که آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت مي‌گيرد.

هر چيزي که بتواند خراب شود خراب مي شود آن هم در بدترين زمان ممکن.

در صورتي که شانس انجام درست يک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است.

وسايل نقليه اعم از اتوبوس، قطار، هواپيما و... هميشه ديرتر از موعد حرکت مي کنند مگر آن که شما دير برسيد در اين صورت درست سر وقت رفته اند !

اگر به نظر مي‌رسد همه چيزها خوب پيش مي‌روند حتما چيزي را از قلم انداخته اي.

احتمال بد پيش رفتن کارها نسبت مستقيم با اهميت آنها دارد.

هر وقت خودت را براي انجام دادن کاري آماده کرده اي ناچار مي شوي اول کار ديگري را انجام دهي.

اشياي قيمتي اگر سقوط کنند به مکان‌هاي غيرقابل دسترس مثل کانال آب يا دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالي که روشن است) مي افتند.

‌٨٠% امتحانات پايان ترم براساس کلاسي است که در آن غايب بوده اي. وقتي قبل از امتحانات نکات را مرور مي کني مهمترين شان ناخوانا ترينشان است .

قوانين اتوبوسي مورفي: اگر تو ديرت شده اتوبوس هم دير مي آيد. اگر زود برسي اتوبوس دير مي‌آيد. اگر دير برسي اتوبوس زود رسيده است. اگر بليت نداشته باشي پول خرد هم نداري. وقتي پول خرد داري که بليت هم داري. هر چه بيشتر از راننده بپرسي که کدام ايستگاه بايد پياده شوي احتمال اين که درست راهنمايي ات کند کمتر خواهد شد .

قوانين كامپيوتري مورفي: ديسک مشتري در سيستم تو خوانده نمي شود. اگر براي خواندن آن نرم افزار پيچيده اي روي سيستمت نصب کني آخرين باري خواهد بود که چنين ديسکي به دستت مي رسد.

قوانين عاشقانه ي مورفي: همه خوب ها تصاحب شده اند ، اگر تصاحب نشده باشند حتما دليلي دارد. هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد، فاصله‌اش از تو بيشتر است.


قوانین نظامی: هرگز یک سنگر را با کسی که از تو قوی تر است تقسیم نکن
اگر افسر مافوق تورا می بینید، پس دشمن هم تو را می بیند
اگر در جبهه داری خوب پیشرفت می کنی، حتما" به سمت دام دشمن می روی

اگر نیاز داری که همین الان با افسر مافوق خود صحبت کنی یک چرت بزن.

قوانین تکنولوژی: منطق عبارت است از یک روش سیستماتیک برای رسیدن به یک نتیجه غلط
تمامی اکتشافات و اختراع های بزرگ دنیا بر اثر اشتباه بجود آمده اند
اگر یک برنامه کامپیوتری بدرد نخورد باید آنرا مستند کرد
اگر یک برنامه کامپیوتری مفید باشد باید آنرا عوض کرد
در اجرای پروژه مهم نیست چقدر منابع در اختیار دارد به هر حال کم است

 

فلسفه مورفي: " لبخند بزن ... فردا روز بدتريه "!!!

 

و اما سرنوشت خود آقاي مورفي : يه شب تو يه بزرگراه سوخت ماشين آقاي مورفي تموم مي‌شه. اون شب تو بزرگراه ترافيک بوده و ماشين‌ها با سرعت مورچه مي رفتن. آقاي مورفي هم مي زنه کنار که بقيه رو با تاکسي بره. همين جوري راحت کنار بزرگراه ايستاده بوده که يهو ماشين يه توريست انگليسي که داشته خلاف جهت مي اومده مي زنه بهش و مي‌ميره. اتفاقا اون روز لباسش هم سفيد بوده!!!

نوشته شده در یکشنبه 1387/05/13ساعت 9:59 توسط sanuy| |
جندين هزار قرن
از سرگذشت عالم و آدم گذشه است
وين كهنه آسياي گرانسنگ آسمان
بي اعتنا به ناله ي قربانيان خويش
آسوده گشته است 
در پيش چشم خسته ي زندانيان خاك
غير از غبار آبي اين آسمان نبود
در پشت اين غبار
جز ظلمت و سكوت فضا و زمان نبود 
زندان زندگاني انسان دري نداشت
هر در كه ره به سوي سعادت داشت بسته بود 
تنها دري كه راه به دهليز مرگ داشت
همواره باز بود 
دروازه بان پير آنجا نشسته بود 
در پيش پاي او 
پرها گسسته و قفس ها شكسته بود 
اما هيچ وقت يادم نمي رود كه خدايي هم هست

سلام
بچه ها منو یادتون هست؟
یه دوره ای من اینجا نفس می کشیدم!
به هر حال من که همتون رو یادم هست!
اسم نمی برم تا کسی از قلم نیفته!
به هر حال من برگشتم.فقط به خاطر شما و از همتون که تا حالا منو یاری کردین ممنونم و امیدوارم از حالا هم ما رو از نظرات قشنگشون محروم نکنین.
در ضمن به خاطر چند وقتی که نبودم معذرت میخوام.
 

 

نوشته شده در پنجشنبه 1387/05/10ساعت 17:17 توسط sanuy| |